درباره

با سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی
با تشکر از شما بابت انتخاب وبلاگ این حقیر .
به امید اینکه مورد رضایت شهدا قرار گیریم .
یا علی (ع)
.
.
.
صفحه ی ما در اینستاگرام را دنبال کنید
Instagram :
oshagh_dasht_karbala@
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشیو مطالب
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
نظر شما راجع به این وبلاگ چگونه است؟







ابر برچسب ها
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
لوگوی دوستان
کاربردی

کد مداحی برای وبلاگ
ذکر روزهای هفته
دعای فرج سوره قرآن

مرثیه مشترک قاسم صرافان و حافظ:

.

سیلی آن روز به رویت چه غریبانه زدند

«آتش آن بود که در خرمن پروانه زدند»

.

یک کبوتر وسط شعله تقلا می‌کرد

«جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد»

.

رسم این است که پروانه در آتش باشد

«عاشقی شیوه‌ی رندان بلاکش باشد»

.

با گل و غنچه تو دیدی در و دیوار چه کرد؟

«دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد»

.

کمر سرو در این کوچه کمان خواهد شد

«چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد»

.

آه! هجده گل از آن باغ نچیدیم و برفت

«باربر بست و به گردش نرسیدیم و برفت»

.

تا در این خانه گُلِ خنده‌ی زهرایم بود

«من ملَک بودم و فردوس برین جایم بود»

.

عمر کوتاه تو گنجایش دنیا را بس

«وین اشارت ز جهان گذران ما را بس»

.

خانه دوست کجا؟ صحن سپیدار کجاست؟

«ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟»




برچسب ها : شهادت ,  حضرت ,  زهرا(س) ,  زهرا (س) ,  فاطمه(س) ,  فاطمه (س) , 

نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 11:12 ب.ظ | آخرین ویرایش در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 11:19 ب.ظ

چه حالی داده دل را دست مادر


که می شستی زدنیا دست مادر

 

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید

 

که می جستی مرا با دست مادر

 

شاعر : محمد زمانی



                  

 



برچسب ها : شهادت ,  حضرت ,  زهرا (س) ,  (س) ,  فاطمه (س) , 

نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 11:02 ب.ظ | آخرین ویرایش در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 11:12 ب.ظ


برچسب ها : شعر ,  ابوالفضل ,  سپهر ,  دفاع مقدس ,  جانباز ,  شیمیایی , 

نوشته شده در پنجشنبه 16 بهمن 1393 ساعت 04:58 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 16 بهمن 1393 ساعت 04:59 ب.ظ

 

اشعار و خطبه های عجیب از حضرت علی (ع) :

 

دو بیت عجیب که در این بیت زبان حركت نمیكند  :

آب همی وهم بی أحبابی

همهم ما بهم وهمی مابی

------ ------ ------

* ودر این بیت لبها بهم نمیخورن :

 قطعنا على قطع القطا قطع لیلة

سراعا على الخیل العتاق اللاحقی

-------------

این شعر هم از عجایبی است كه هم میتونید عمودی بخونید و هم افقی:

 ألوم     صدیقی   وهذا   محال

صدیقی   احبه    كلام     یقال

و هذا      كلام    بلیغ   الجمال

محال      یقال   الجمال   خیال

------------

این بیت رو ابتدا از اول بخوانید و بعد از انتها حرف به حرف بخوانید میبینید ....

مودته تدوم لكل هو **** وهل كل مودته تدوم

---------------


"خطبه های حضرت علی (ع) را میتوانید در ادامه ی مطلب ببینید ."



برچسب ها : اشعار ,  خطبه ,  امام علی (ع) ,  بدون الف ,  بدون نقطه ,  دوبیتی ,  علی بن ابی طالب , 

نوشته شده در یکشنبه 1 تیر 1393 ساعت 10:20 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:37 ب.ظ

بسم الله الرّحمن الرّحیم


موسیقی شهر بانگ رودارود است
خنیاگری آتش و رقص دود است
بر خاک خرابه‌ها بخوان قصّه ی جنگ 
از چشم عروسکی که خون‌آلود است

"قیصر امین‌پور"



شهادت



برچسب ها : قیصر ,  امین پور ,  شعر ,  شهید ,  شهر , 

نوشته شده در شنبه 28 دی 1392 ساعت 12:13 ق.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:38 ب.ظ

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد 
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود 
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد 
بوی باروت از لباسش می رسد
دشمن افکنهای بی نام و نشان 
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی


افشین مقدم""



شهادت



برچسب ها : شهید ,  پیکر ,  صد ,  پاره ,  جبهه ,  منتظر , 

نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 11:50 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:39 ب.ظ

خانه پیرزن ته کوچه
پشت یک تیر برق چوبی بود
پشت فریاد های گل کوچک
واقعا روزهای خوبی بود
 
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند 
جفت می کرد آمدن ها را
 
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
 "
ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب...چه آوازی
زیر و بم های گوشه ی دشتی
شعرهای وصال شیرازی
می نشستیم گوشه ی مجلس
با همان شور و اشتیاقی که...
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که -
یک طرف جمله ی"خوش آمده اید
به عزای حسین"بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد  
دور تا دور این اتاق انگار
 
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانه ی چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه 
به سر و سینه می زند کتری
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانه ی اورا
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
تا که یک روز در حوالی مهر
روی آن برگ های رنگارنگ
با تمام وجود راهی کرد
پسری را که برنگشت از جنگ
هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز
پستچی نامه از عزیز نداشت
کاشکی آن دوشنبه ی آخر
روضه ی میرزا گریز نداشت
پیرزن قطره قطره باران شد
کمی از خاک کربلا در مشت
السلام و علیک گفت و سپس
روضه ی قتلگاه او را کشت
تاهمیشه نمی برم از یاد
روضهء آن سپید گیسو  را
سالیانی است آرزو دارم
کربلای  نرفته ی او را

سید حمیدرضا برقعی



برچسب ها : کربلا ,  پیرزن ,  مادر ,  منتظر ,  محرم ,  روضه , 

نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 11:37 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:40 ب.ظ


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو