مصاحبه تند و مهم آیت الله شیخ محسن اراکی (دبیر مجمع تقریب مذاهب) علیه جریان سیدصادق شیرازی



آیت الله اراکی : ما که می گوییم مواظب باشیم انگلیسی ها برایمان مرجع نتراشند ، داریم حقیقتی را بیان میکنیم و هشدار می دهیم. البته هشدار اول ما به خود سید صادق شیرازی است. او باید بداند که مردم - به ویژه قمی ها - تا ابد کسی را تحمل نمی کنند. مردم احترام نگه میدارند و علمای حوزه مدارا میکنند، منتهی این مدارا حدی دارد. اگر ببینند سید صادق شیرازی به انقلاب حمله می کند و قصد دارد با پیاده کردن نقشه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها، در ایران اختلاف ایجاد کند ، بی تفاوت نخواهند نشست، بنابراین هشدار اول به خود ایشان و دستگاه‌هایی است که از ایشان حمایت می کنند. ......

اجازه نخواهیم داد در ایران شیعه و سنی را به جان هم بیندازند و اگر بفهمیم کسی دارد چنین راهی را دنبال میکند، او را به عنوان مفسد تشخیص میدهیم، چون یکی از مصادیق افساد همین است که در داخل جامعه، گروهها را به جان هم بیندازند و یک گروه مقدسات گروه دیگر را لعن کند تا گروه دیگر تحریک شود و بیاید افرادی را از این گروه بکشد و این دور باطل تکرار شود و بلوا به راه بیفتد. ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.

من بارها با این تجربه عجیب در لندن مواجه بوده ام که به هنگام معرفی اسلام، هیچ وقت از ما و روحانیون موجه و مورد اعتماد مردم که مراکز اصلی اسلامی را مدیریت میکنند، دعوت به عمل نمیآید.در لندن به جای ما کسانی را می آورند که یک چشمشان لوچ و یک دستش بریده است و به جای دست بریده هم یک چنگال آهنی گذاشته اند.

                ادامه مصاحبه را در ادامه مطلب دنبال کنید .

                         از شما تقاضا دارم متن را دنبال کنید.

 تعدادی تصاویر در ادامه مطلب دیدن داره .

عالم و مرجع شدن معیار دارد. عالمی که به درجه اجتهاد میرسد، باید نظریه علمی قوی ارائه بدهد، سالها در محضر اساتید بزرگ زانو بزند و علم بیاموزد و سپس بتواند دانش خود را در قالب سخنرانی‌ها و کتابهایی به دیگران منتقل کند، شاگردانی را تربیت کرده باشد که گواه بر فضل و دانش استاد خود باشند. همه مراجع  همواره از بزرگترین اساتید حوزه بوده و طلاب بیشماری پای درس آنها نشسته و آنان را به عنوان دانشمند قبول داشته‌اند.

این آقا نه شاگرد برجسته‌ای دارد و نه کتاب ارزشمندی.

بنده شاگردان ایشان را دیده و کتابهای ایشان را که کاملاً گواه بر بیسوادی ایشان است مطالعه کرده‌ام. اگر ایشان کتاب نمی نوشت، شاید در ذهن ما این شبهه ایجاد می شد که ایشان چیزهایی میداند، اما نمیگوید و نمی نویسد. از همه مهمتر اینکه محضر استاد برجسته ای را هم درک نکرده است. هیچ نشانه ای از اطلاع از علوم جدید هم که در ایشان نیست، با این همه نه تنها رسانه‌های ضد انقلاب و سلطنت‌ طلبها که حتی خود رسانه‌های انگلیس هم سعی دارند برای ایشان در جهان تشیع جایگاهی را دست و پا کنند.

ما نمیخواهیم بگوییم آقای «سید صادق شیرازی» مزدور انگلیسی‌هاست، بلکه میخواهیم بگوییم انگلیسیها دارند ایشان را به عنوان چهره شاخص تشیع معرفی میکنند. اگر ایشان مثل همه طلبه‌ها درس بخواند، مشکلی نیست، ولی اگر بخواهند او را که واجد هیچ یک از شاخص‌های مرجعیت نیست و حتی در حد یک عالم فاضل حوزوی هم سواد ندارد، به عنوان مرجع معرفی کنند، جای چون و چرا دارد. برخی از طلبه‌های فاضل حوزه به لحاظ علمی در جایگاه بالاتری از ایشان قرار دارند و اصلاً با هم قابل مقایسه نیستند. اینکه فقط کسی محاسنی و شکل و قیافهای داشته باشد و بتوان او را برای عوام به عنوان یک آدم بزرگ جا انداخت که دلیل مرجعیت نمیشود.

اما چرا ایشان انتخاب شده است؟ دلیلش روشن است. ایشان با تمام مبانی انقلاب مخالف است و در صحبت‌هایش به جوانها میگوید پدرانتان اشتباه کردند که انقلاب کردند. آیا پدران جوانها اشتباه کردند که آمریکا و انگلیس را از این مملکت بیرون انداختند؟ اشتباه کردند که گفتند اسلام و قران؟

ما مدت‌ها تلاش کردیم در آنجا یک رادیو راه بیندازیم و رسانهای داشته باشیم و به شدت مانع شدند. در دانشگاه لندن جلسه سخنرانی برگزار و از آقای «روژه گارودی» برای سخنرانی دعوت کردیم و جلوی سخنرانی ایشان را گرفتند. با تلاش عدهای از دانشجویان در یکی از دانشگاه‌های لندن کنفرانس اندیشه امام خمینی را برگزار کردیم و آمدند که جلوی کنفرانس را بگیرند، ولی دانشجوها مقاومت کردند. سرانجام وقتی دیدند حریف دانشجوها نمیشوند، گفتند نه اجازه دارید ضبط صوت داخل سالن ببرید، نه کسی حق دارد از این جلسه گزارش تهیه کند و نه حتی اجازه دادند عکس بگیریم. یک کنفرانس علمی دانشگاهی که به هیچوجه هم رنگ و بعد سیاسی نداشت. آنها هر روز دارند در دانشگاه‌های ما حرفهایشان را میزنند و کسی هم جلوی آنها را نمیگیرد، آن وقت به ما میگویند شما آزادی ندارید، ما آزادی داریم.

از این نمونه‌ها بسیارند. آنها به‌هیچ‌وجه اجازه نمیدهند هیچ خبر مثبتی از مقام معظم رهبری در رسانه‌هایشان منتشر شود. مقام معظم رهبری پیام حج فرستادند و ما هر چه سعی کردیم لااقل بخشهایی از این پیام را در رسانه‌های آنها منعکس کنیم، اجازه ندادند. بالاخره با روزنامه گاردین صحبت کردیم و گفتیم شما که هر چیزی را آگهی میکنید، ما هم میخواهیم یک آگهی به شما بدهیم. خلاصه قبول کردند و پول آگهی را از ما گرفتند و ما در نیم صفحه از روزنامه گاردین، پیام حج مقام معظم رهبری را به زبان انگلیسی منتشر کردیم. فکر میکنید با مسئول روزنامه گاردین چه کردند؟

 جریمه‌اش کردند.

هم جریمه کردند، هم تعقیب و هم دادگاهیاش کردند و از او تعهد گرفتند که این کار دیگر تکرار نشود. این آزادی حاکم بر این کشورهاست. من همیشه گفته ام چون کسی جرات ندارد علیه آنها حرفی بزند، میگویند آزادی. اگر کسی سخن، منطق و حرفی داشته باشد که در دیگران اثر کند و   برخلاف حرف آنها باشد، آن وقت معلوم میشود چقدر اهل آزادی هستند و چقدر تحمل صدای مخالف را دارند.

چرا با پیام مقام معظم رهبری چنین برخوردی شد؟ چون در این پیام آمده است رژیم غاصب و به زعم آنها کلمه غاصب موجب ایجاد نفرت از یهود میشود. الان رسانه‌های این آقایان که همگی از انگلیس و آمریکا پخش میشوند، نفرت به مسلمین را ترویج نمیکنند؟ جنگ ایجاد نمیکنند؟ اینها شب و روز دارند میگویند لعنت بر فلان، لعنت بر بهمان. شیعه و سنی هم برایشان فرقی ندارد. هر دو را علیه هم میشورانند. شیخ حسن شحاطه، این عالم شیعی مصری چرا کشته شد؟ دلیلش کاری بود که یکی از رسانه‌های سید صادق شیرازی کرد. این رسانه زیر نظر داماد برادر آقای سید صادق شیرازی اداره میشود. اینها با شیخ حسن شحاطه مصاحبه و او را وادار کردند به بعضی از مقدسات اهل سنت جسارت کند و حرفهای بسیار زشتی بزند. نتیجه این شد که مردم کوچه و خیابان ریختند و آن شیخ و همراهانش را کشتند. اینها نه القاعده بودند، نه داعش، بلکه مردم بودند. برنامه‌های آن ماهواره را بین مردم پخش و آنها را تحریک کردند. خود من پوسترهایشان را دیدم که به دیوارها چسبانده و روی آن نوشته بودند مردم! چگونه کسی را که به مادر شما اتهام زنا میزند، تحمل میکنید؟ منظور ام المومنین عایشه است. چگونه تحمل میکنید کسی را که درباره مقدسات شما اینگونه صحبت میکند؟ مردم شوریدند و این آقا را کشتند و جنازه اش را روی زمین کشیدند ...


            

                                           

                  




برچسب ها : صادق شیرازی ها ,  مجتبی شیرازی ,  حسن اللهیاری ,  محمد هدایتی ,  یاسر الحبیب ,  انگلیسی ,  عمامه ی انگلیسی , 

نوشته شده در یکشنبه 5 بهمن 1393 ساعت 11:26 ب.ظ | آخرین ویرایش در یکشنبه 5 بهمن 1393 ساعت 11:28 ب.ظ