شعر شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

 

 

تو رفتی مادرت حیران شد ای وای

تمام خیمه ها ویران شد ای وای

مگر تیرسه شعبه خنجری بود

سرت بر پوست آویزان شد ای وای

**

اگر بستند راه چاره ات را

به خون شستند حلق پاره ات را

تسلای دل مادرنموند

شکستند عاقبت گهواره ات را

**

نمودی بر پدر یاری عزیزم

از او کردی طرفداری عزیزم

الهی مادرت دورت بگردد

چه قبرکوچکی داری عزیزم

**

غمت برسینه بردل نیشتر بود

جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود

عزیزم با که گویم این مصیبت

قد تیر از قد تو بیشتر بود

 



برچسب ها : شب ,  هفتم ,  علی اصغر ,  شش ماهه ,  حسین ,  رباب , 

نوشته شده در شنبه 10 آبان 1393 ساعت 04:07 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:34 ب.ظ