شعر شب ششم محرم

شعر شهادت حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام

 

 

.

.

.

از حسن هر کس که در دل ذره ای هم کینه داشت

نیزه ای پرتاب کرد و زخم بر جسمم گذاشت

تیر باران شد پدر من سنگ باران ای عمو

وای از سنگینی نعل سواران ای عمو

مادرم را گو ببیند قاسمش رعنا شده

سیزده ساله یتیمش هم قد سقا شده

بند بند پیکر من ای عمو از هم گسست

مفصلم از هم جدا شد استخوان هایم شکست

عده ای با نیزه و یک عده با تیرم زدند

دوره ام کردند و راحت تیغ و شمشیرم زدند

می شنیدم یک نفر فریاد زد در همهمه:

می زنم ضربه به پهلویش ز بغض فاطمه

.

.

.

شاعر : رضا رسول زاده



برچسب ها : شب ,  ششم ,  محرم ,  قاسم ,  ابن الحسن ,  حسین , 

نوشته شده در جمعه 9 آبان 1393 ساعت 03:57 ب.ظ | آخرین ویرایش در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 10:34 ب.ظ